تبليغاتX
دل درد عشق

دل درد عشق

سر صحبت مجنون

خبر جنجالی ولی سری

 

 

گزارش تصويري هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكا
 
پايگاه پرواز drone در مرز غربي ايران با عراق واقع در الاماره
سربازان در حال بيرون آوردن تجهيزات راداري و وصل آن به drone
يك drone در حال فرود در فرودگاه نظامي سليمانيه كردستان عراق
يك drone در حال ورود به باند براي پرواز در كويت
يك drone در حال آماده سازي براي پرواز در جنوب عراق
يك drone پيشرفته مجهز به فيلتر هوا در حال آماده‌سازي براي پرواز
پايگاه هوايي drone در جنوب عراق در مرز ايران
پيشرفته‌ترين drone آمريكايي كه براي عمليات‌ سري در عراق اعزام شده بود، در پايگاه هوايي بغداد
drone مجهز به تجهيزات عكسبرداري در حال پرواز در عراق
  
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

شعربرای تنها عشقم

 

به نام عشق
Seasons of Love
  

I love you in the summer when fields are showered with golden rain.

 

ImageImage ImageImageImage

 

I love you in the winter when crystals of white are upon everything.

 

ImageImage ImageImageImage

 

I love you in the spring when nothing seems to be at rest.

 

ImageImage ImageImageImage

 

I love you in the autumn when everything looks its best.

 

ImageImage ImageImageImage

 

My love, like the seasons, will continue to come and go.

ImageImage ImageImageImage

 

Learning more each cycle about releasing enough to grow...
 

I  Love Walking In Rain Because Nobody Can See Me Crying!

 

دوستدار همه شما

داداش کوچولوتون

جنون عشقهادی

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

عکس هنرمندان ایرانی

 

 

 
pd441302.jpg
2rna.com-1 (30).jpg
a9.jpg
2rna.com-1 (2).jpg


 

2rna.com-actor (24).jpg
mahnaz-afshar.jpg
FullImage.jpg
love-12.jpg

 

 

2rna.com-actor.jpg
Oct 08, 2005
2rna.com-actor (26).jpg
Oct 08, 2005
2rna.com-actor (20).jpg
2rna.com-actor (24).jpg
Oct 08, 2005

Oct 08, 2005
2rna.com-actor (21).jpg
Oct 08, 2005
2rna.com-actor (19).jpg
Oct 08, 2005
2rna.com-actor (7).jpg
Oct 08, 2005
2rna.com-actor (25).jpg

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

دنیای موسیقی

البوم امون بده
 
+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

غربت

بی تو مهتاب شبی .... 
دلم ميخواهد کوچه هاي دلتنگي

                            و غربت راباسيل اشکهايم ويران کنم 

                                  تا در دنيا حسرت و غمي نباشد

                                       که تو را اندوهناک ببينم

                       چرا که من و دل در کوچه هاي دلتنگي

                     و غربت سالها قدم زده ايم تا تو را يافته ام

        اينک ميخواهم با تو از اين کوچه هاي غربت خارج شوم

 

***********************************

یا حق

******************

هادی  مجنون

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

مثنوی (چراغ)

مثنوی چراغ
 
دوستت دارم ...
باز می خواهم ترا پيدا کنم
با تو شايد خويش را معنا کنم
 
من کی ام ؟ گر خودشناسی داشتم
کی زخود بودن هراسی داشتم ؟
 
هان ای آئینه معنا کن مرا
گم شدم در خويش پيدا کن مرا
 
فرصتی تا رود را پيدا کنم
قطره قطره خويش را دريا کنم
 
اهرمن دارد مجابم می کند
لای لایش گاه خوابم می کند
 
آه ... اگر اين قطره در " شن " گم شود
" ظاهر " م در چاه " باطن " گم می شود
 
شيشه اين ديو در دست من است
همت اما ، وای با اهريمن است
 
های ای آئينه تصويرم مکن
آنچه می خواهد " من " پيرم مکن
 
های ای آئينه حاشا کن مرا
گم کن و آزاد پيدا کن مرا
 
با من دریائی من موج باش
در حضيض من هوای اوج باش
 
می توانی ، می توانی "آن" من
باز گردانی "من انسان" من
 
شيخ ما ديريست شبها با چراغ
ديگر از انسان نمی گيرد سراغ
 
الفتی تا ما چراغ او شويم
خانه خانه در سراغ او شويم  
+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

زندگی

 

To realize
The value of a sister
Ask someone
Who doesn't have one.

To realize
The value of ten years:
Ask a newly
Divorced couple.

To realize
The value of four years:
Ask a graduate.

To realize
The value of one year:
Ask a student who
Has failed a final exam.

To realize
The value of nine months:
Ask a mother who gave birth to a still born.

To realize
The value of one month:
Ask a mother
who has given birth to
A premature baby.

To realize
The value of one week:
Ask an editor of a weekly newspaper.

To realize
The value of one hour:
Ask the lovers who are waiting to Meet.

To realize
The value of one minute:
Ask a person
Who has missed the train, bus or plane.

To realize
The value of one-second:
Ask a person
Who has survived an accident...

To! realize
The value of one millisecond:
Ask the person who has won a silver medal in the Olympics

Time waits for no one.

Treasure every moment you have.
You will treasure it even more when

you can share it with someone special.


To realize the value of a friend:
Lose one.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

بخونو حال کن

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:41 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

حسرت

 

حسرت

از من رميده يي و من ساده دل هنوز
بي مهري و جفاي تو باور نمي كنم
دل را چنان به مهر تو بستم كه بعد از اين
ديگر هواي دلبر ديگر نمي كنم
رفتي و با تو رفت مرا شادي و اميد
ديگر چگونه عشق ترا آرزو كنم
ديگر چگونه مستي يك بوسه ترا
دراين سكوت تلخ و سيه جستجو كنم
ياد آر آن زن ‚ آن زن ديوانه را كه خفت
يك شب بروي سينه تو مست عشق و ناز
لرزيد بر لبان عطش كرده اش هوس
خنديد در نگاه گريزنده اش نياز
لبهاي تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
افسانه هاي شوق ترا گفت با نگاه
پيچيد همچو شاخه پيچك به پيكرت
آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه
هر قصه ايي كه ز عشق خواندي
به گوش او در دل سپرد و هيچ ز خاطره نبرده است
دردا دگر چه مانده از آن شب ‚ شب شگفت
آن شاخه خشك گشته و آن باغ مرده است
با آنكه رفته يي و مرا برده يي ز ياد
مي خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
اي مرد اي فريب مجسم بيا كه باز
بر سينه پر آتش خود مي فشارمت

غمگین ترین دیوانه عاشق

هادی مجنون

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

 

شبانه

 

- بی آرزو چه می کنی ای دوست؟

 

به ملال ،

در خود به ملال

با یکی مرده سخن می گویم.

 

 

 

                   شب ،خامش اِستاده هوا

                   وز آخرین هیاهویِ پرندگانِ کوچ

                   دیرگاه ها می گذرد .

                   اشک بی بهانه ام آیا

                   تلخه ی این تالاب نیست ؟

 

 

-از این گونه

              بی اشک

به چه می گریی؟

 

 

 

-مگر آن زمستانِ خاموشِ خشک

                                       در من است

 

 

                

                به هر اندازه که بیگانه وار

                به شانه بَرَت سَر نهم

               سنگ باری آشناست

               سنگ باری آشناست غم . 

 

Just Dream-land

 

 --------------------------------------------------

ریگ های روان

 

 

دیوان و پریان

بادها و جزر و مد

 

در دور دست تازه دریا واپس نشسته

و تو

همچون گیاهی آبی که باد به ملایمت نازش کرده است

بر ماسه های بستر برمی انگیزی به رؤیا

دیوان و پریان

بادها و جزر ومد را

 

در دوردست تازه دریا واپس نشسته

اما در چشمان نیم خفته ی تو

دو موج کوچک به جای مانده است

 

دیوان وپریان

بادها و جزر ومد

 

دو موج کوچک برای غرقه کردن من.

Just Dream-land

--------------------------------------

 

 

- امروز چه روزی است ؟

- ما خود تمامی روزهاییم ای دوست

ما خود زنده گی ایم به تمامی ای یار،

یکدیگر را دوست می داریم و زنده گی می کنیم

زنده گی می کنیم و یکریگر را دوست می داریم و

نه می دانیم زنده گی چیست و

نه می دانیم روز چیست و

 نه می دانیم عشق چیست.

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1384ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

مطالب قدیمی‌تر