تبليغاتX
دل درد عشق

دل درد عشق

سر صحبت مجنون

انتظار سخت ترين عذاب عشق

 

 Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

 
مي خواهم تو را صدا بزنم ولي زبان ندارم
مي خواهم به سويت بيام ولي توان ندارم
مي خواهم تو را ببينم ولي چشم ندارم
من در قلبم تو را دارم
پس با قلبم تو را  صدا مي زنم
و با قلبم به سوي تو مي ايم
وبا قلبم تو به تو نگاه مي كنم 

هنوز در جاده انتظار نشسته وچشمانم را به آسمان بیکران دوخته ام.
هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان می کنم
باز در انتظارم که بیایی
بیا تا پیش از این نگاهم غریب نماند
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 
هادی مجنون 
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

مرحلهای زندگي

 
 
زندگي سه مرحله دارد:
 
بي‌اراده متولد مي‌شويم.
بي‌اختيار زندگي مي‌كنيم.
 
 
بدون اينكه بخواهيم مي‌ميريم.
 
داريم زندگي كنيم و  نمي‌تونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست
ديگران را دوست داشته باشيم تا وقتي كه براي هميشه
مي‌رويم خاطرمان در ذهنها و خاطره ‌ها باقي بمونه...
 بياييد دلي رانشكنيم تا نشكنند دلمان را
 با آرزوي عمري طولاني و شاد براي همه
دوستدار شما هادی
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 11:31 بعد از ظهر  توسط هادی (مجنون)  | 

خداحافظی افشین

سلام به دوستای عزیزو همراهان ترانهای خودم موفق باشین
 
خداحافظي «افشين» از خوانندگي: مي خواهم زندگي عادي داشته باشم
 
خبرگزاري انتخاب : افشين خواننده ايراني مقيم لوس آنجلس در گفتگو با بي.بي.سي خبر از خداحافظي از دنياي خوانندگي داد.
به گزارش خبرگزاري «انتخاب»،‌ وي گفت: اين آلبوم در اصل دومين آلبوم اصلی و اخرين آلبوم من است. يک زمانی آرزويم اين بود که خواننده بشوم. امدم و خواننده شدم وبه چيزی که می خواستم رسيدم. عاشق اين کار هستم، اما در زندگی، موضوعی پيش آمده که مجبورم کارم را ترک و از آن خداحافظی کنم.
افشين ادامه داد: نمی توانم درباره اين پيش آمد زياد توضيح بدهم. اما می توانم بگويم که تصميم دارم يک زندگی عادی داشته باشم. چون به عنوان يک خواننده زندگی کردن واقعاً سخت است. دوست دارم مثل بقيه ازدواج کنم و يک زندگی
بی دردسر داشته باشم.
وي در واكنش به سخن مصاحبه كننده كه اين اقدام را «تكاندهده» خواند گفت: من واقعاً عاشق خوانندگی هستم و کارم
را واقعاً دوست دارم! ولی خوب در زندگيم يکی را دوست دارم که به خاطرش فکر کنم ارزش دارد از خودم و احساسات خودم بگذرم. چون به من گفته يا شغلت يا من!
افشين همچنين اعلام كرد كه بعد از دوران خوانندگي قصد دارد يک رستوران ايتاليايی متعلق به پدرش مشغول به كار
شود.
 
 
 
شاید دیگر دیر است
 
ساز دهني ام را بي حضور تو به دهانم ميگذارم
و سرخوش از عشقت نواي خاموش قلبم را مينوازم
تا شايد نسيم صدايم را به تو برساند
....و باز تو را به ياد قلب سوخته ام بيندازد
................گرچه خيلي دير است اما هنوز هم چشم به راه جاده اي هستم كه از آن به آسمانها پيوستي و هيچ كبوتري خبر از برگشتنت نياورد
.................و باز هم در كنار جاده بي حضور تو مي نوازم
 
 
 
عبور از کوچه باغهای خاطره باز دلم را فشرد اما در آن سالهای دور کوچه باغها شکل دیگری داشتند برگهای سبز و جویهای روان در خاطرم مانده اما امروز برگها روی زمین ریخته اند و کسی نیست که آنچه را جمع کند و جرم آنها فقط و فقط زردی است راستی آن بوته عقاقی که شاخه ای از آن برایت چسده بودم هنوز سبز است و منتظر است تا شاخه ای از آن بچینند اما افسوس که دیگر این کوچه ها
..........بی عبور شده اند
و بازهم  در این کوچه ها تنها قدم می زنم تا شاید رد پایی از تو ببینم
 
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط هادی (مجنون)  |